عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

270

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

گفته است : [ از بحر رجز ] 757 ترى لها بعد إبار الآبر * مآزرا تطوى على مآزر و زهير در مدح قومى گفته است : [ از بحر طويل ] 758 و ما يك من خير اتوه فانّما * توارثه آباء آبائهم قبل « 36 » 759 و هل ينبت الخطّىّ الّا وشيجه * و تغرس الّا فى منابته النّخل و يكى از شاعران مولّد « 37 » دربارهء قومى كه در عزّت پرورش يافتند ، و آنگاه هلاك شدند ، گفته است : [ از بحر طويل ] 760 لقد غرسوا غرس النّخيل وثاقة * و ما حصدوا الّا كما يحصد البقل و چنان كه اوصاف گياه و درخت را در حالات انسان منتقل كرده‌اند ، در مورد نامها نيز چنان كرده‌اند ؛ پس نامهاى بسيارى از جنس گياه و درخت را به انسان منتقل نموده‌اند ، و ما در اين كتاب ، در گسترش سخن و بيان شاخه‌ها و منبعها و سرچشمه‌هايش روشى را پيش گرفته‌ايم كه موجب و انگيزه بيان نامهاى مشهورى از اين نامها ، و افرادى كه به آن ناميده شده‌اند مىگردد . از جمله آن نامها « ارطاة » مفرد « ارطى » است ، ذو الرّمّة گفته است : [ از بحر طويل ] 761 أقول بذى الأرطى عشيّة أتلعت * إلى الرّكب أعناق الظّباء الخواذل « 38 » و از جمله كسانى كه به اين نام ناميده شده‌اند ابو الوليد ارطاة بن سهيّة « 39 »

--> ( 36 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان او ، ص 115 ( بجاى فما يك ) فما كان ، ضبط شده است . ( 37 ) - براى توضيح آن ر ك : همين كتاب ، ص 54 . - م . ( 38 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 495 ملاحظه شود . بجاى اتلعت « ارشقت » نيز روايت شده است . ( 39 ) - او از بنى مرّة بن عوف بن سعد ، و مكنّى به « ابو الوليد » است ، وى بر عبد الملك بن مروان وارد شد ، به او گفت : « آيا شعر مىگويى ؟ » گفت : « چگونه بسرايم و حال آن كه نه مىخواره‌ام ، و نه به لهو و لعب مىپردازم و نه خشم مىگيرم ، و شعر سرودن بر اين حالات است ، در حالى كه من سراينده اين ابياتم : « رأيت المرء . . . » الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 427 ، و الاغانى ، ج 13 ، ص 31 ، چاپ دار الكتب ملاحظه شود .